تمام فوت ها را شمع كن

همیشه با بد و خوبت کنار آمده ام ...................... چرا که زندگی من مرور خاطره هاست


هیچوقت فکر نمی کردم بیام اینجا و برای مرگ غلامرضا بروسان تسلیت بنویسم!!!

اما غلامرضا بروسان قبل روز تاسوعا درگذشت....

مرگ همیشه دستان پرخواهشی دارد.از رفتن غلامرضا بروسان، همسر شاعرش الهام اسلامی، و دختر کوچکشان واقعاً متأسف و واقعاً غمگینم. خدا به بازماندگان صبر بده وهمینطوربرای شعر غمگینم. دوستان شاعر تسلیت مرا بپذیرید. میگویند همة‌ شاعرها پیش از اینکه بمیرند شعری برای مرگشان مینویسند. نمیدانم این همیشه حقیقت داشته یانه.

 

حرف که میزنی انگار
سوسنی درصدایت راه می رود
حرف بزن
میخواهم صدایت رابشنوم
توباغبان صدایت بودی
وخنده‌ات دسته کبوتران سفیدی
که به‌یکباره پروازمیکنند .
تورادوست دارم
چون صدای اذان درسپیده‌دم
چون راهی که به خواب منتهی میشود
ترادوست دارم

چون آخرین بسته سیگاری درتبعید
تونیستی
وهنوزمورچه‌ها
شیار گندم رادوست دارند
و چراغ هواپیما
در شب دیده می شود
عزیزم
هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می گیرد
از ریل خارج نمی شود

ومن
گوزنی که می خواست
با شاخ هایش قطاری را نگه دارد

غلامرضا بروسان

۱۳٩٠/٩/۱٧ | ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ | آزاده نیکویی | نظرات () |

استاد عزیزم استاد شیران مرد لعاب‌های زرین دوساله که درگذشته و هروقت سراغش رو از بچه ها گرفتم هیچکس به من حرفی نزد. استاد عزیزم نمی دونم تکلیف این بغض چه خواهد شد. اما امیدوارم که قرین رحمت باشی.

این شعر رو گرچه غمگین اما تقدیم می‌کنم به مادرم که همیشه در زندگی پشتم ایستاد تا نشکنم.

 

باد می آید

باران می آید

پاییز و زمستان با هم می آیند

تا به من حالی کنند

معصومیت ابرها جدی ست

من اما چترم عزیزم

چتری وارونه

با ریه هایی مسدود از آب

.......... زبان هیچ بارانی را نمی فهمم

 

 

 

۱۳٩٠/۸/٢٢ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | آزاده نیکویی | نظرات () |
Design By : nightSelect.com